سیاستهای پولی غیرمتعارف چگونه کار میکند؟
در دوران بحرانهای شدید اقتصادی، شاید دیگر ابزارهای سیاستی متعارف و سنتی در رسیدن به اهداف خود موفق نباشند. در این وضعیت سیاستهای پولی غیرمتعارف، مانند تسهیل مقداری، به آغاز رشد اقتصادی و تحریک تقاضا کمک خواهند کرد.
مروری کوتاه بر سیاست پولی متعارف
زمانی که اقتصاد یک کشور «پیش از حد گرم» میشود. – تورم به سطوح خطرناکی میرسد – بانک مرکزی سیاستهای پولی محدودکنندهای را برای کاهش عرضه پول اعمال میکند. این سیاست به صورت مشخص حجم پول در گردش و نرخ ورود پول جدید به سیستم پولی را کاهش میدهد.
افزایش نرخ بهره هدف، پول را گرانتر کرده و هزینههای وامگیری و استقراض را افزایش میدهد و تقاضا برای وجوه نقد را کاهش میدهد. بانک مرکزی نیز ممکن است میزان ذخیره قانونی برای بانکهای تجاری را افزایش داده و قدرت وامدهی آنها را کاهش دهد. همچنین بانک مرکزی میتواند اوراق خزانه دولتی در خود را در بازار باز بفروش برساند تا از این طریق نیز عرضه پول را کاهش دهد.
زمانی که اقتصاد یک کشور وارد رکود میشود، این ابزارهای سیاستی میتوانند به شکل عکس عمل کنند. که به آن یک سیاست پولیِ انبساطی میگویند. نرخ بهره کاهش پیدا میکند، سختگیریهای نرخ ذخیره قانونی کاهش پیدا میکند و بجای فروش اوراق قرضه در بازار باز، آنها را با افزایش پایۀ پولی خریداری میکند.
ابزارهای پولی غیرمتعارف
سیاستهای پولی متعارف در دوران بحرانهای شدید و عمیق، قدرت اثرگذاری خود را از دست میدهند. نرخهای بهره اسمی عملا به سمت صفر میل میکنند و الزامات ذخیره قانونی بانکها را نمیتوان به میزانی کاهش داد که بانکها در معرض نکول تعهدات خود قرار بگیرند. زمانی که که نرخ بهره به صفر میل میکند، اقتصاد نیز در معرض قرارگرفتن در تله نقدینگی قرار دارد، جایی که مردم دیگر تمایلی به سرمایهگذاری ندارد و پول احتکار میکنند و راه را برای خروج از وضعیت رکودی را میبندند.
این وضعیت باعث میشود بانک مرکزی عرضۀ پول را از طریق عملیات بازار باز (OMO) افزایش دهد. با این حال، در دوران بحران، اوراق بهادار دولتی به علت امنیت تضمین شدۀ آنها، تاثیر سیاستی کمی خواهند داشت. در این شرایط بانک مرکزی میتواند در بازار باز اوراقی غیر از ارواق بدهی دولتی را خریداری کند. این سیاست معمولا به تسهیل مقداری (QE) نامیده میشود.
به طور معمول، بازار اوراق بدهی غیردولتی بدون دخالت بانک مرکزی کار میکند و بانک مرکزی تنها در مواقع اضطراری به مداخله در این بازار میپردازد. انواع اوراق بهادار خریداری شده در دورۀ QE معمولا اوراق قرضه یا ابزار بدهی متعلق به موسسات مالی از جمله اوراق بهادار با پشتوانه مسکن (MBS) اند.
زمانیکه بانک مرکزی شروع به خرید داراییهای خصوصی مانند اوراق قرضه شرکتی میکند، گاهی از آن به عنوان تسهیلات اعتباری (credit easing) یاد میشود.
اگر تلاشهای معمول با استفاده از QE به شکست مواجه شود، بانک مرکزی میتواند با توسل به سیاست غیرمتعارفتر، به حمایت از بازار سرمایه بپردازد. بانک مرکزی میتواند به صورت فعالانه در بازار باز به خریداری سهم از بازار سهام بپردازد. طی سالهای پس از بحران مالی 2008، بانکهای مرکزی در اغلب کشورها، با این سیاست در بازارهای سهام مداخله کردند.
بانکهای مرکزی همچنین میتوانند به مردم نشان بدهند که قصد دارند برای دورهای طولانی مدت، نرخهای بهره را پایین نگه دارند یا در راستای افزایش اعتماد سرمایهگذاران سعی کنند در دورههای جدید QE شرکتها مشارکت کنند که میتواند به عنوان یک سیاست انبساطی در تحریک طرف تقاضا موثر واقع شود.
اگر تمام این سیاستها با شکست مواجه شوند، بانک مرکزی میتواند از سیاست نرخ بهره منفی (NIRP) استفاده کند. در وضعیت NIRP بجای پرداخت سود به سپردهگذاران، برای نگهداشت وجوه آنها در بانکها باید مبلغی را پرداخت کنند. ایده این سیاست این است که مردم ترجیح دهند که یا به خرج کردن پول بپردازند یا وجوه خود را سرمایهگذاری کنند به جای اینکه با نگهداری آنها در حسابهای بانکی خود جریمه شوند. با این حال، این سیاستها بسیار میتوانند خطرناک باشند زیرا میتواند با جریمه کردن سپردهگذاران، به عکس خود تبدیل شود.
جمعبندی
بانکهای مرکزی سیاستهای پولی را برای کنترل حجم عرضه پول و نرخ آن به کار میبرند. این سیاستها معمولا از طریق هدفگذاری نرخ بهره، تعیین نرخ ذخیره قانونی و مبادله اوراق قرضه در بازار باز پیگیری میشود. در دورههای رکود اقتصادی شدید، با نزدیک شدن نرخ بهره به صفر و نگرانی بانکهای تجاری در مورد نقدینگی (افزایش احتمال نکول)، تاثیر سیاستهای متعارف پولی محدود میشود.
درگیر شدن و مداخله در بازار باز خارج از اوراق قرضه دولتی، مانند اوراق بهادار با پشتوانه وام مسکن، میتواند در این شرایط کمک کند. این سیاستها به عنوان تسهیل مقداری (QE) نامیده میشود. زمانی که QE کافی نباشد و اثرگذاری کافی نداشته باشد، بانکهای مرکزی میتوانند وارد بازارهای دیگر شوند و به بازار سیگنال دهند که برای مدتی طولانی مدت پیگیر سیاستهای انبساطی خواهند بود. در این شرایط حتی احتمال آن هست که به سیاست نرخ بهره منفی توسل جویند.
این مطالب توسط تیم دانشجویی پادکست سکه تهیه شده است و خالی از اشکال نیست، میتوانید در صورت تمایل در بهبود آنها کمک کنید.