شما الان این‌جا هستید:

[rank_math_breadcrumb]

پارادوکس خست (Paradox of Thrift)

پارادوکس خست چیست؟

پارادوکس خست یا پارادوکس پس‌انداز یک تناقض اقتصادی است و بیان دارد که هرچه افراد پس‌انداز مستقل بیشتری داشته باشند، نهایتاً پس‌انداز کل کمتری خواهند داشت. به این صورت که پس‌انداز مستقل بیشتر باعث کاهش تقاضای کل اقتصاد و سپس کاهش تولید ناخالص و در نتیجه کاهش پس‌انداز کل می‌شود.

پارادوکس خست یا پارادوکس پس‌انداز، یک نظریه اقتصادی است. این نظریه توضیح می‌دهد که پس‌اندازهای شخصی در دوران رکود به اقتصاد ضربه وارد می‌کنند. این نظریه بر این فرض تکیه دارد که قیمت‌ها تصفیه نمی‌شوند یا تولیدکنندگان نمی‌توانند با شرایط متغیر سازگار شوند. این فروض برخلاف انتظارات اقتصاد خرد کلاسیک است. پارادوکس خست توسط اقتصاددان بریتانیایی جان مینارد کینز رایج شد.

درک پارادوکس خست

بر اساس نظریه کینزی، پاسخ مناسب به رکود اقتصادی، مخارج بیشتر، ریسک‌پذیری بیشتر و پس‌انداز کمتر است. کینزی‌ها معتقدند اقتصاد راکد با ظرفیت کامل تولید نمی‌کند، زیرا برخی از عوامل تولید آن (زمین، نیروی کار و سرمایه) بیکار هستند.

کینزی‌ها همچنین استدلال می‌کنند که مصرف، یا مخارج، باعث رشد اقتصادی می‌شود. بنابراین، حتی اگر برای افراد و خانوارها کاهش مصرف در دوران سخت منطقی است، این نسخه اشتباهی برای اقتصاد در ابعاد کلان است.

کاهش مجموع هزینه‌های مصرف کننده ممکن است کسب‌وکارها را مجبور به تولید حتی کمتر کند و رکود را عمیق‌تر کند. این گسست بین عقلانیت فردی و گروهی، اساس پارادوکس پس انداز است. نمونه‌ای از این امر در طول رکود بزرگ که پس از بحران مالی سال 2008 مشاهده شد. در این مدت، نرخ پس انداز برای یک خانواده متوسط آمریکایی از 2.9 درصد به 5 درصد افزایش یافت. فدرال رزرو به منظور افزایش هزینه‌ها در اقتصاد آمریکا، نرخ بهره را کاهش داد.

اولین توصیف مفهومی پارادوکس خست ممکن است در «افسانه زنبورها» اثر برنارد ماندویل (1714) نوشته شده باشد. ماندویل به جای پس‌انداز، از افزایش مخارج به عنوان کلید رفاه بحث می‌کرد. کینز در اثر ماندگارش «نظریه عمومی اشتغال، بهره و پول» (1936) به ماندویل برای این مفهوم اعتبار می‌بخشد.

مدل اقتصادی جریان دایره‌ای

کینز به احیای مدل جریان دایره‌ای اقتصاد کمک کرد. این نظریه بیان می‌کند که افزایش هزینه‌های جاری، هزینه‌های آینده را هدایت می‌کند. به هر حال، هزینه‌های جاری منجر به درآمد بیشتر برای تولیدکنندگان فعلی می‌شود. این تولیدکنندگان به طور منطقی درآمد جدید خود را به کار می‌گیرند، گاهی اوقات کسب‌وکار را گسترش می‌دهند و کارگران جدید را استخدام می‌کنند. این کارگران جدید درآمد جدیدی کسب می‌کنند که ممکن است خرج شود.

برای افزایش هزینه‌های جاری، کینز درباره کاهش نرخ بهره در مقابل کاهش نرخ پس‌انداز فعلی بحث کرد. به گفته کینز، اگر نرخ بهره پایین وام باشد و مخارج بیشتری ایجاد نکند، دولت می‌تواند برای پرکردن شکاف، هزینه‌های کسری را وارد کند.

محدودیت‌های پارادوکس خست

مدل جریان دایره‌ای درس قانون سی (Say) را نادیده می‌گیرد که بیان می‌کند کالاها باید قبل از مبادله، تولید شوند. ماشین‌های سرمایه که سطوح بالاتری از تولید را هدایت می‌کنند، نیاز به پس‌انداز و سرمایه‌گذاری بیشتری دارند. مدل جریان دایره‌ای فقط در چارچوبی بدون کالاهای سرمایه‌ای کار می‌کند.

همچنین، این نظریه پتانسیل تورم یا کاهش تورم را نادیده می‌گیرد. اگر هزینه‌های جاری بیشتر باعث شود قیمت‌های آتی به طور همزمان افزایش یابد، تولید و اشتغال در آینده بدون تغییر باقی می‌مانند. به طور مشابه، اگر صرفه‌جویی فعلی در طول رکود، قیمت‌های آینده را مجبور به کاهش کند، تولید و اشتغال در آینده آن‌طور که کینز پیش‌بینی کرده بود، نیازی به کاهش ندارد.

در نهایت، پارادوکس خست، پتانسیل درآمد پس‌انداز شده توسط بانک‌ها را نادیده می‌گیرد. زمانی که برخی افراد پس‌انداز خود را افزایش می‌دهند، نرخ بهره کاهش می‌یابد و بانک‌ها وام‌های اضافی می‌دهند.

نمونه‌هایی از پارادوکس خست

سعید صاحب کارخانه‌ای است که قطعات کامپیوتر را تولید می‌کند. این کارخانه در میان بزرگترین کارفرمایان شهر XYZ است. او قصد دارد ظرفیت تولید خود را با نصب ماشین آلات بیشتر و استخدام کارگران جدید افزایش دهد.

با این حال، رکود اقتصادی رخ می‌دهد و سعید به حالت پس‌انداز باز می‌گردد. او کارگران را اخراج می‌کند و کار ماشین‌ها را در شب متوقف می‌کند. کارگران بیکار کارخانه که درآمدی برای خرج کردن ندارند نیز شروع به پس انداز می‌کنند و تقاضا برای کالاهای تولیدی کارخانه سعید را کاهش می‌دهند. کارگران بیکار کارخانه نیز به کل هزینه‌های شهر برای مزایای اجتماعی می‌افزایند و اقتصاد آن ضعیف می‌شود.

یک نمونه واقعی از پارادوکس خست در دوران رکود بزرگ، مورد جوانان ۲۵ تا ۲۹ ساله‌ای بود که با والدین خود به یک خانه رفتند. درصد چنین افرادی از 14 درصد در سال 2005 به 19 درصد در سال 2011 افزایش یافته است. در حالی که این حرکت به خانواده‌ها کمک کرد تا در هزینه‌های اجاره و سایر هزینه‌ها صرفه‌جویی کنند، خساراتی بالغ بر 25 میلیارد دلار در سال به اقتصاد وارد کرد.

این مطالب توسط تیم دانشجویی پادکست سکه تهیه شده است و خالی از اشکال نیست، می‌توانید در صورت تمایل در بهبود آن‌ها کمک کنید.

به اشتراک بگذارید

تلگرام
واتس‌اپ
توییتر
فیسبوک
لینکدین

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *