آکادمی علوم انسانی سوئد جایزه نوبل اقتصاد سال 2020 را به صورت مشترک به پل میلگرام و رابرت ویلسون اهدا کرد. آلوین راث که خود در سال 2012 برندۀ جایزه نوبل اقتصاد شده بود، در اهمیت پژوهشهای میلگرام و ویلسون گفته است که پژوهشهای این دو فهم ما از حراجها دگرگون کرده است. راث این دو نفر را از بزرگترین نظریهپردازان حال حاضر دنیا خوانده است.
حال این دو نفر که هستند که از چنین اهمیتی برخوردار اند؟
رابرت ویلسون مدرک کارشناسی خود را در سال 1959 از کالج هاروارد دریافت کرد. او تا سال 1964 مدرک کارشناسی ارشد و دکتری خود در رشتۀ مدیریت بازرگانی را از مدرسۀ بازرگانیِ هاروارد دریافت کرد. ویلسون از 1964 در دانشکده مدیریت دانشگاه استنفورد به تدریس و تحقیق میپردازد. ویلسون عضو برگزیدۀ آکادمی علوم آمریکا و عضو برجستۀ انجمن اقتصاددانان آمریکاست. نوبل او در سال 2020 نام او را تاریخ علم اقتصاد ماندگار کرد.
پل میلگرام در اولین مرحلۀ آموزش عالیِ خود، در مقطع کارشناسیِ رشتۀ ریاضی از دانشگاه میشیگان فارغ التحصیل شد. او در سال 1975 در دورۀ تحصیلات تکمیلیِ MBA دانشگاه استنفورد ثبت نام کرد و در سال 1979 دکتری خود در رشتۀ مدیریت را کسب کرد. رسالۀ دکتری او در سال 1979 که به تئوری حراج اختصاص داشت جایزۀ «لئونارد سوج» را دریافت کرد. میلگرام در کارنامۀ خود مشاوره به شرکت مایکروسافت برای حراجهای تحقیقاتی، به شرکت گوگل برای حراج IPO سهامهایش و به شرکت یاهو برای طراحی یک بازار تبلیغاتی ثبت کرده است.
آنچه اهمیت نوبل 2020 را برای ما دوچندان میکند؛ دو مورد است:
اول اینکه در سال 1395 پل میلگرام سفری به ایران داشته است و در این سفر یک مصاحبۀ مفصل با تجارت فردا انجام میدهد. مورد دیگر این است که محمد اکبرپور، استادِ ایرانیِ دانشگاه استنفورد، طرحهای پژوهشیِ متعددی با میلگرام داشته است. میلگرام در گفتوگوی خود با تجارت فردا در سال 1395 به موضوعاتی همچون نظریۀ بازیها، طراحی حراج و اقتصاد خرد مدرن اشاره کرده است. میلگرام در پاسخ به این پرسش که چرا به ایران سفر داشته است بیان کرده بود که علاوهبر اصرار محمد اکبرپور بر اینکه میلگرام باید به ایران سفری داشته باشد، او علاقه داشت با کشوری که دوتا از بهترین دانشجویانش، سید علی مدنیزاده و محمد اکبرپور، از آن آمده اند بیشتر آشنا شود.
جا دارد اینجا اندکی از دو تن اقتصاددان ایرانی بگوییم.
محمد اکبرپور در دبیرستان علامهحلی درس خواند و با رتبۀ 18 کنکور ریاضی در رشتۀ مهندسی برق دانشگاه صنعتی شریف به تحصیل پرداخت. او پس از آشنایی با علینقی مشایخی و مسعود نیلی به اقتصاد علاقهمند شد و دوران کارشناسی ارشد و دکتری خود را در دانشگاه استنفورد به رشتۀ اقتصاد اختصاص داد (خاطرات بسیار جالب محمد اکبرپور در مورد اپلای خود به استنفورد بسیار جالب توجه است. این مصاحبه با امیر اصغری صورت پذیرفته است). محمد اکبرپور هماکنون استاد اقتصاد در دانشگاه استنفورد است و در گروه علوم کامپیوتر این دانشگاه نیز تدریس میکند.
سید علی مدنیزاده مدال طلای المپیاد ریاضیِ کشوری و مدال برنز المپیاد ریاضی جهانی خود را در سالهای 1999 و 2000 دریافت کرد. او کارشناسی و کارشناسی ارشد خود را در رشتۀ مهندسی برق در دانشگاه صنعتی شریف طی کرد. او یک کارشناسی ارشد مجدد در رشتۀ محاسباتِ کامپیوتری از دانشگاه استنفورد دارد. مدنیزاده دکتری خود را در رشتۀ اقتصاد از دانشگاه شیکاگو گرفته است. سید علی مدنیزاده هماکنون به عنوان استاد در دانشکده مدیریت و اقتصاد دانشگاه صنعتی شریف در حال تدریس و پژوهش است.
برگردیم به «طراحی مزایده»:
معمولا لفظ حراج یک سالن بزرگ، فردی چکش به دست و فریادهای اعلام قیمت را به ذهن متبادر میکند. اما امروزۀ حراجهایی طراحی میشوند بسیار پیچیدهتر از این تصویر مشهور. به عنوان مثال حراج مجوز فرکانسهای مخابراتی توسط دولت به کمپانیهای تلفن همراه یک مثال مهم و کلاسیک یک طراحی مکانیزم مزایده است. مسئلۀ حراج فرکانسهای تلفن همراه بدین علت است که یک شرکت برای اینکه برای مشتریان خود جذاب باشد باید مجوز فرکانسهای نقاط مختلف جغرافیایی را داشته باشد تا کاربران بتوانند با راحتی با نقاط مختلف ارتباط بگیرد. به بیانی اگر نتوانید با نقاط بسیاری ارتباط برقرار کنید، بعید است یک کمپانیِ مخابراتی موفق باشید. از دیگر کاربردهای نظریه حراج/طراحی مکانیسم، به جورسازی در بازار کلیه ارتباط دارد. از دیگر کاربردها، وصل کردن رزیدنتهای پزشکی به فرصتهای شغلی است. در اقتصاد آموزش نیز بحث تخصیص بهینۀ دانشآموز به مدارس (مشخصا مدارس دولتی) و در فضای آموزش ایران، مسئلۀ بغرنج کنکور از جاهایی است که نظریههای جورسازی و طراحیِ مکانیسم میتواند گره از معضلات ایران باز کند.
تاثیر بینشها و مدلهای نظریه حراج و طراحی مکانیسم منحصر در افزایش درآمد فروشندگان و کاهش هزینههای خریداران نیست؛ بخشی مهم از ادبیات این حوزه به مکانیسمهای یافتن مناسبترین خریدار و مناسبترین فروشنده و ارتباط میان اینها را تسهیل میکند. برای نمونه این مدلها میتوانند کاری کنند که هزینههای دولتیای که برونسپاری میشوند، مانند پیمانکاری در امور عمرانی، علاوهبر اینکه به کمهزینهترین روش ممکن برای دولت و پرسودترین قرارداد ممکن برای پیمانکار منقعد شود، به بهترین پیمانکار از حیث صلاحیتها برسد.
از بینشهای مهم نظریۀ حراجها این است که نه تنها حراج یک بازیِ جمعصفر نیست بلکه حراجها، مخصوصا حراجهای خوشساخت میتوانند تاثیری بسیار شگفت در خروجیِ روابط اقتصادی داشته باشند به نحوی که اثری اساسی بر بروندادهای اجتماعی داشته باشند.
برای آشنایی بیشتر با نظریۀ مزایده، اپیزود سیوچهارم پادکست سکه را بشنوید. در این قسمت دکتر مهدی فیضی، عضو هیئت علمی دانشگاه فردوسی مشهد، که به صورت تخصصی روی طراحی مکانیسم، انتخاب اجتماعی و موضوعات همسایه پژوهش و تدریس میکنند، به کاربردهای اقتصادی نظریه حراج پرداخته اند.