در دورهای که فرد حقیقی یا صاحب کسب و کار قادر به پرداخت بدهیها یا تعهدات خود نباشد، میتواند خود را طی یک فرآیند قانونی ورشکسته اعلام کند و با رهایی از بر دوش کشیدن فشار سنگین بدهیها فرصتی تازه برای شروع مجدد خود در اقتصاد را فراهم سازد.
فرآیند اعلام ورشکستگی با ارائه یک درخواست از سوی طلبکار یا بدهکار آغاز میشود.در زمانی که بدهکار اقدام به درخواست ورشکستگی کند، خود را طی یک فرایند قانونی به دادگاه معرفی میکند تا وضعیت مالیاش را توضیح دهد و با واگذاری داراییهای خود، تحت نظارت قانونی بدهیهایش را مدیریت میکند.
در روش غیر معمولتر ممکن است جمعی از طلبکاران به دلیل عدم پرداخت بدهیها اقدام به درخواست ورشکستگی فرد یا کسبوکار به دادگاه نمایند تا از حقوق خود به طور قانونی محافظت کنند؛ در این مرحله، تمام داراییهای بدهکار ارزیابی و اندازهگیری میشود و ممکن است با فروش بخشی از داراییهای قابل فروش، مقداری از بدهیهای معوقه پرداخت شود.
بنابراین ورشکستگی فرآیند پیچیدهای دارد که میتواند بر زندگی مالی افراد و کسبوکارها تاثیر گذارد و به مدت چندین سال در گزارشهای اعتباری فرد ثبت شود و دریافت اعتبار از جمله درخواست وامهای بانکی و فعالیتهای اقتصادی فرد یا کسبوکار را در آینده دشوار سازد.
چگونگی عملکرد ورشکستگی
هنگامی که افراد یا کسبوکارها در دادگاه اعلام ورشکستگی میکنند، مدیریت پروندههای ورشکستگی معمولاً توسط یک متولی انجام میشود که به عنوان نماینده اموال بدهکار در این روند منصوب شده است و قاضی تصمیمات لازم برای واجد شرایط بودن بدهکار برای ورشکسته اعلام کردن شخص یا کسبوکار، معافیت از پرداخت بدهیها و روند ارزیابی داراییها برای طرح بازپرداخت بخشی از بدهیها را اتخاذ میکند.
به طور نظری، درخواست ورشکستگی به بهبود وضعیت اقتصادی یک کسبوکار یا فرد کمک میکند. زیرا این اتفاق برای افراد و کسبوکار ها این امکان را فراهم میسازد تا فرصتی مجدد برای اعتبار سازی خود داشته باشند و با غلبه بر مشکلات مالی خود فرصتی را برای بازسازی اقتصاد زندگی یا کسبوکار خود فراهم آورند و به چرخه اقتصادی بازگردند؛ از طرفی در صورت امکان به طلبکاران کمک میکند تا بخشی از بدهیهای خود را دریافت نمایند.
انواع ورشکستگی
ورشکستگی در ایالات متحده آمریکا به چندین نوع تقسیم میشود که هر کدام تحت یک فصل خاص از قانون ورشکستگی قرار میگیرند و به افراد و کسب و کار ها این امکان را فراهم میآورند تا با توجه به وضعیت مالی خود فصل مناسب را انتخاب نمایند.
در اینجا به دو نوع اصلی ورشکستگی در فصل های ۷ و ۱۱ میپردازیم، فصل ۷ تمرکز بر فروش داراییها و فصل ۱۱ فرصتی را برای بازسازی و ادامه فعالیت ها فراهم میآورد:
ورشکستگی فصل ۷ (Liquidation):
بسیاری از افراد یا کسبوکارها برای ورشکستگی فصل ۷ اقدام میکنند تا به بدهیهای غیرتضمین شده خود مانند مانده کارت اعتباری و صورت حسابهای پزشکی خاتمه دهند، لازم به ذکر است که درخواست ورشکستگی فصل ۷ به مدت ۱۰ سال در گزارشهای اعتباری فرد یا کسب و کار باقی میماند و باعث کاستن اعتبارشان میشود.
بدهکار در صورت داشتن داراییهای غیرمعاف از جمله ارث خانوادگی، سرمایهگذاری در بازارهای سهام و داراییهای با ارزش، باید داراییهای خود را به فروش رساند تا بخشی از بدهیهای غیرتضمینشده را پرداخت نماید؛ اما در صورتی که افراد داراییهای معاف از فروش مانند اثاثیه منزل و ابزارهای شغلی یا یک وسیله نقلیه داشته باشند، ممکن است هیچ بخشی از بدهیهای غیرتضمینشده خود را پرداخت نکنند.
ورشکستگی فصل 11: (Reorganization)
به طور معمول کسبوکارها اقدام به درخواست ورشکستگی این فصل میکنند تا به فعالیت اقتصادی خود ادامه دهند و همزمان به بازپرداخت بدهیهای خود نیز بپردازند. این فصل به کسبوکارها این امکان را میدهد تا طرحهایی برای بازسازی روند فعالیت و سودآوری خود ایجاد کنند، هزینهها را کاهش دهند و راههای جدیدی برای افزایش درآمد خود کشف کنند و با کاهش بار مالی و تغییر شرایط قراردادها دوباره به سودآوری دست یابند.
آزاد شدن از بدهی
زمانی که یک بدهکار دستور آزادسازی (discharge order) از پرداخت بدهیهای خود را در دادگاه دریافت میکند، دیگر به طور قانونی ملزم به پرداخت بدهیهای مشخصشده در این دستور نیست و طلبکاران به محض اجرای این دستور نمیتوانند اقداماتی علیه بدهکار انجام دهند.
لازم به ذکر میباشد که هنگامی که درخواست ورشکستگی در دادگاه ثبت میشود، طلبکاران اطلاعیهای را دریافت میکنند و اگر نسبت به بدهکار اعتراض نمایند، شرایط آزادسازی بدهکار را دشوار میسازند.
تمام بدهیهای بدهکار واجد شرایط آزادسازی نیست، برخی از بدهیها مانند ادعاهای مالیاتی، پرداختهای نفقه یا حمایت از فرزندان، بدهیهای مربوط به صدمات شخصی و بدهی به دولت و هزینههای مشترک شامل قانون آزادسازی نمیباشند؛ البته در صورتی که بدهکار دارایی های معتبر تحت وثیقه داشته باشد و دوباره به روند پرداخت آن نپردازد، طلبکاران تضمینی میتوانند دارایی های بدهکار را ضبط کنند.
جایگزینهای ورشکستگی
برای برخی افراد یا کسبوکارها، ورشکستگی گزینه مناسبی است، اگر بدهی ها به اندازهای بزرگ باشند که قابل مدیریت نباشند گزینه دیگر میتواند تسویه تمام دارایی های شما و صدور احکام قانونی بهدلیل عدم پرداخت یا نقض قرارداد باشد. با این حال، ورشکستگی دارای مزایا و معایبی است که در برخی موارد میتوان از جایگزین های ورشکستگی استفاده کرد تا از کاهش اعتبار خود جلوگیری نمود:
افراد یا کسبوکارها میتوانند با طلبکاران وارد مذاکره شوند و طرحی برای بازپرداخت بدهیها ارائه دهند.
افراد یا کسب و کارها میتوانند با خدماتدهنده وام و مالیات گفتگو کنند و گزینههایی از جمله تعلیق پرداختها یا بازپرداخت ماهانه کمتر در بازه زمانی طولانیتر را درخواست نمایند.
نتیجهگیری
ورشکستگی به عنوان یک ابزار قانونی میتواند افراد یا کسب و کارها را از وضعیت پیشفرض خارج کند و امکان شروع دوباره در چرخه اقتصادی را برای آنها فراهم سازد، اما پیش از اقدام اهمیت دارد که تمام جوانب آن را به دقت بررسی کنند. بررسی دقیق گزینه ها و مشاوره با کارشناسان مالی میتواند کمک کند تا بهترین تصمیم ممکن را اتخاذ کنند و به گزینه های دیگر از جمله برنامه های تجمیعی که چندین بدهی را در یک وام با نرخ بهره پایینتر تجمیع میکند یا مذاکره با طلبکاران نیز توجه کنند.
این مطالب توسط تیم دانشجویی پادکست سکه تهیه شده است و خالی از اشکال نیست، میتوانید در صورت تمایل در بهبود آنها کمک کنید.