پولگرایی چیست؟
پولگرایی یک نظریه اقتصاد کلان است که بیان میکند که دولتها می توانند با هدف قرار دادن نرخ رشد عرضه پول، ثبات اقتصادی را تقویت کنند. اساساً مجموعهای از دیدگاهها مبتنی بر این باور است که مقدار کل پول در یک اقتصاد، عامل اولیه تعیینکننده رشد اقتصادی است.
درک پولگرایی
پولگرایی یک مکتب فکری اقتصادی است که بیان میکند عرضه پول در یک اقتصاد محرک اصلی رشد اقتصادی است. با افزایش در دسترس بودن پول در سیستم، تقاضای کل برای کالاها و خدمات افزایش مییابد. افزایش تقاضای کل، ایجاد شغل را تشویق میکند که نرخ بیکاری را کاهش میدهد و رشد اقتصادی را تحریک میکند.
سیاست پولی، ابزار اقتصادی مورد استفاده در پولگرایی، برای تعدیل نرخهای بهره استفاده میشود که به نوبه خود، عرضه پول را کنترل می کند. هنگامی که نرخ بهره افزایش مییابد، مردم انگیزه بیشتری برای پس انداز دارند تا هزینه کردن، در نتیجه عرضه پول را کاهش میدهند. برعکس، زمانی که نرخ بهره به دنبال یک طرح پولی انبساطی کاهش مییابد، هزینه استقراض کاهش مییابد، به این معنی که مردم میتوانند بیشتر وام بگیرند و بیشتر خرج کنند و در نتیجه اقتصاد را تحریک میکند.
میلتون فریدمن و پولگرایی
پولگرایی ارتباط نزدیکی با آراء میلتون فریدمن، اقتصاددان برنده جایزه نوبل، دارد که بر اساس نظریه مقداری پول استدلال کرد که دولت باید عرضه پول را نسبتاً ثابت نگه دارد و هر سال آن را اندکی گسترش دهد تا امکان رشد طبیعی اقتصاد فراهم شود. با توجه به اثرات تورمی که میتواند ناشی از گسترش بیش از حد عرضه پول باشد، فریدمن که نظریه پول گرایی را تدوین کرد، اظهار داشت که سیاست پولی باید با هدف قرار دادن نرخ رشد عرضه پول انجام شود تا ثبات اقتصادی و قیمت ها حفظ شود.
فریدمن در کتاب خود، تاریخ پولی ایالات متحده 1867-1960، نرخ رشد ثابتی به نام قانون درصد K را پیشنهاد کرد و پیشنهاد کرد که عرضه پول باید با یک نرخ ثابت سالانه رشد کند که با رشد تولید ناخالص داخلی اسمی (GDP) مرتبط باشد و به صورت درصد ثابت در سال بیان شود. به این ترتیب، انتظار میرود که حجم پول متوسط رشد کند، کسبوکارها میتوانند هر سال تغییرات عرضه پول را پیشبینی کنند و بر اساس آن برنامهریزی کنند، اقتصاد با نرخ ثابت رشد کند و تورم در سطوح پایین نگه داشته شود.
جستار وابسته: نظریه مقداری پول
پولگرایی در مقابل اقتصاد کینزی
این دیدگاه که سرعت مبادلات ثابت است، منبع مناقشه میان کینزیها است که معتقدند سرعت نباید ثابت باشد زیرا اقتصاد نوسان دارد و در معرض بیثباتی دورهای است. در عوض، نظریه ترجیح نقدینگی کینز بر این نکته تأکید میکند که چگونه تغییرات تقاضای پول (و در نتیجه سرعت) بر سطح قیمت و تقاضای کل تأثیر میگذارد.
پولگرایی با فرض یک چارچوب اقتصاد کلان و یکپارچهسازی معادله مبادله (که V به صورت چرخهای نوسان میکند، همانطور که کینز استدلال میکرد)، بر نظریه کینزی بنا میشود، اما در عوض بر نقش عرضه پول تمرکز میکند. از آنجایی که آنها معتقدند که V را میتوان نسبتاً آسان پیشبینی کرد، پول گرایان استدلال میکنند که معادله مبادله میتواند به عنوان رویکردی برای سیاست تثبیت احیا شود، و آنها استفاده از سیاست پولی را برای انجام این کار ترجیح میدهند.
طرفداران پولگرایی عموماً معتقدند که کنترل اقتصاد از طریق سیاست مالی، تصمیمی ضعیف است زیرا لزوماً باعث بهمریختگی در اقتصاد خرد میشود که کارایی اقتصادی را کاهش میدهد. آنها سیاست پولی را به عنوان ابزاری برای مدیریت تقاضای کل ترجیح میدهند به گونهای که از دیدگاه اقتصاد خرد خنثیتر باشد و از زیانهای سنگین و هزینههای اجتماعی که سیاست مالی در بازارها ایجاد میکند جلوگیری کند.
تاریخچه پولگرایی
پول گرایی در دهه 1970 برجسته شد، دههای که با تورم بالا و فزاینده و رشد اقتصادی آهسته مشخص میشود. سیاستهای پولگرایی مسئول کاهش تورم در ایالات متحده و بریتانیا بود. پس از اینکه تورم ایالات متحده در سال 1979 به 20 درصد رسید، فدرال رزرو استراتژی عملیاتی خود را برای انعکاس نظریه پولگرایی تغییر داد. در این دوره زمانی، اقتصاددانان، دولتها و سرمایهگذاران مشتاقانه از هر آمار جدید عرضه پول استقبال کردند.
با این حال، در سالهای بعد، پولگرایی مورد توجه بسیاری از اقتصاددانان قرار نگرفت؛ زیرا ثابت شد که ارتباط بین معیارهای مختلف عرضه پول و تورم کمتر از آن چیزی است که اغلب نظریههای پولگرایی پیشنهاد میکردند. علاوه بر این، توانایی پولگرایی در توضیح اقتصاد ایالات متحده در دهههای بعدی کاهش یافت. امروزه بسیاری از بانکهای مرکزی تعیین اهداف پولی را متوقف کرده و در عوض اهداف تورمی سختگیرانه ای را اتخاذ کردهاند.
اگرچه اکثر اقتصاددانان مدرن تاکید بر رشد پول را که پولگرایان در گذشته ادعا میکردند، رد میکنند؛ برخی از اصول اصلی این نظریه به تکیهگاه اصلی در تحلیلهای غیر پولگرایانه تبدیل شدهاند. یکی از مهمترین این ایدهها این است که تورم بدون افزایش عرضه پول نمیتواند به طور بلندمدت ادامه یابد. علاوه بر این، کنترل تورم بر عهده بانک مرکزی است.
همانطور که گفته شد، تفسیرهای پولگرایانه از رویدادهای اقتصادی گذشته هنوز هم امروز مطرح است. بن برنانکی، رئیس سابق فدرال رزرو، اشاره کرد که تصمیمش برای کاهش نرخ بهره و افزایش عرضه پول ایالات متحده به منظور تقویت اقتصاد در طول بحران جهانی – که در سال 2007 در ایالات متحده آغاز شد – تحت تاثیر آراء فریدمن بوده است.
نمونههای دنیای واقعی پولگرایی
در اثر مهم فریدمن، تاریخ پولی ایالات متحده، 1867-1960، که او با اقتصاددان همکار آنا شوارتز نوشت، این دو اقتصاددان استدلال کردند که سیاست پولی شکست خوردهای که توسط فدرال رزرو اجرا شده بود، عامل رکود بزرگ در ایالات متحده بود. دهه 1930 از نظر فریدمن و شوارتز، فدرال رزرو نتوانست فشار نزولی بر عرضه پول را کاهش دهد و اقدامات نهایی آنها برای کاهش عرضه پول برعکس آن چیزی بود که باید انجام میدادند. به گفته فریدمن و شوارتز، بازارها به سمت یک مرکز باثبات گرایش دارند. اگر عرضه پول به درستی تنظیم نشود، بازارها رفتاری نامنظم خواهند داشت.
در سال 1979، زمانی که پل ولکر رئیس فدرال رزرو شد، مبارزه با تورم را هدف اصلی بانک مرکزی قرار داد. ولکر با توجه به توصیههای فریدمن و شوارتز، عرضه پول را محدود کرد تا این کار را انجام دهد. او نرخ وجوه فدرال را در سال 1980 به 20 درصد افزایش داد. در این زمان، این استراتژی برای مبارزه با رکود تورمی (تورم بالا همراه با بیکاری بالا و تقاضای راکد) موفقیتآمیز بود. سیاستهای ولکر بهشدت عرضه پول را کاهش داد، مصرفکنندگان به همان اندازه خرید را متوقف کردند و کسبوکارها افزایش قیمتها را متوقف کردند. با این حال، در حالی که این باعث کاهش شدید تورم شد، منجر به یک رکود بزرگ (رکود 1980-1982) شد.
در همین دوره، بریتانیا نیز با تورم شدید دست و پنجه نرم میکرد. هنگامی که مارگارت تاچر در سال 1979 به عنوان نخست وزیر انتخاب شد، او همچنین مجموعهای از سیاستهای پولی را برای مبارزه با افزایش قیمتها در کشور اجرا کرد. تا سال 1983، تورم در بریتانیا به نصف کاهش یافت و از 10 درصد به 5 درصد رسید.
با این حال، محبوبیت پول گرایی نسبتاً کوتاه بود. در دهه های 1980 و 1990، پیوند بین عرضه پول و تولید ناخالص داخلی اسمی از بین رفت. نظریه کمیت پول – ستون فقرات پول گرایی – زیر سوال رفت و بسیاری از اقتصاددانانی که در دهه 1970 سیاستهای پول گرایی را توصیه کرده بودند، این رویکرد را کنار گذاشتند.
این مطالب توسط تیم دانشجویی پادکست سکه تهیه شده است و خالی از اشکال نیست، میتوانید در صورت تمایل در بهبود آنها کمک کنید.